یا ساقی تشنه لبان ابالفضل
فوكویاما كه درواقع اندیشه هایش بخشی از اتاق فكر امریكا و اسراییل است، سال ها قبل در یك همایشی در اسراییل اعلام می كند كه: «افق پرواز شیعه بالاتر از برد تیرهای ما است. شیعه دوبال دارد، یكی بال مهدویت و عدالت است كه معتقد است روزی خواهد رسید و فردی خواهد آمد كه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد در حالی كه از ظلم وجور انباشته شده. چنین امتی و چنین تفكری شكست در او راه ندارد. جماعتی كه امید دارد، را نمی توان شكست داد. بال دیگر شیعه، شهادت طلبی است كه ریشه در عاشورا دارد و زرهی به تن دارند كه آن هم ولایت پذیری است و این امر نیز آن ها را از شكست و مردن نمی هراساند؛ تهدید در آنها راه نفوذی نمی یابد و هرجا كه احساس تردید به آن ها دست داد، زره ولایت به دادشان خواهد رسید. حال با چنین بال هایی و چنین زرهی چگونه باید شیعه را شكست داد؟»
او (فوکویاما) اضافه می كند كه: «با مهندسی معكوس می توان این مسیر را وارونه طی كرد تا ابتدا زره ولایت را از تن شیعه به در آورده، سپس به سراغ عاشورا رفته و با اتهام خشونت طلبی و ... آن را ناكارآمد كرد و سپس به سراغ مهدویت و امید به اجرای عدالت رفت و آن را نیز از سر راه برداشت.»
بر همین اساس است كه تیر پیكان حملاتشان ابتدا مقام معضم رهبری و اصل مترقی ولایت فقیه را نشانه رفته، و هم زمان ارزش ها و باورهای مذهبی مسلمانان از جمله عاشورا، قرآن، ادعیه و ... و حتی خدا را مورد تهاجم قرار داده اند و شهادت طلبی را نوعی خشونت تلقی كرده و عاشورا را نتیجه خشونت های امام علی علیه السلام معرفی كرده اند. مهدویت و گفتمان عدالت را پوشالی خوانده و یا با ابزار های فرهنگی و رسانه ای، با ساخت فیلم ها و... منجی دیگری برای بشریت تعریف كرده و اذهان را برای پذیرش این منجی كه از امریكا برمی خیزد، آماده می كنند و الگوی نظم نوین جهانی نیز از چنین امری طبعیت می كند. و این گونه است كه عده ای خواسته یا ناخواسته،آگاهانه و یا ناآگاهانه با دشمن هم آواز شده و آب در آسیاب دشمن می ریزند. در چنین عصری چگونه می توان سره را از ناسره تشخیص داد. آیا گذشته افراد و رجال سیاسی، و وجهه مدیریتی و اجتماعی آنها كفایت می كند؟ آیا افراد را باید ملاك و معیار حق قرار داد و یا این كه این افراد را در معیار حق سنجید؟ در زمانی كه غبار فتنه همه چشم ها را دچار تزلزل می كند تنها داشتن «بصیرت» است كه می تواند چراغ راه ما باشد. و بر همین اساس است كه مقام معظم رهبری تأکید چند باره ای بر موضوع بصیرت داشته و به خصوص خواص را توجه مضاعفی داده است.
بنابراین در این بین وظیفه خواص كه چشم و گوش مردم به سمت آن ها است، بیشتر و سنگین تر است؟ و سؤال اساسی این است كه آیا خواص به وظیفه خود عمل كرده اند؟ ... همه صاحبان كرسی، تریبون، و جراید، آیا به درستی به وظیفه خود عمل كرده اند؟ سكوت تردید آمیز برخی خواص را كه یك پرونده كوچك را گاهاً در تریبون هاشان با فریاد اعلام می دارند، چگونه می توان تعبیر و تفسیر كرد؟ آیا واقعاً امر بر آن ها نیز مشتبه شده بود؟ و یا می خواستند صبر كنند ببینند آخر ماجرا چه می شود؟! بماند این كه برخی نه تنها مواضع مفیدی نگرفتند، بلكه با موضع گیری های دو پهلویشان بذر تردید را در افكار عمومی كاشتند و آتشی بر آتش فتنه افزودند. برای خدا چه پاسخی را آماده كرده اند؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده كه با اعتراف به اشتباهاتشان، ازدرگاه الهی و از ملت همیشه در صحنه و صبور ایران، تقاضای بخشش نمایند؟
الم یعلم بان الله یری؟
این جنگ برخلاف جنگهای نظامیکه بین دو کشور یا چند ائتلاف و اتحاد با یک کشور صورت میگیرد، ممکن است بین یک گروه از کشورها صورت پذیرد، همچون جنگ رسانهای غرب با جهان اسلام یا نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی.
رسانهها در تمامیجنگهای قرن بیستم به مثابه ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی از سوی بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار گرفتند در جنگ جهانی دوم در حالی که نیروهای آلمان نازی در فوریه 1943 شکست سختی خورده بودند، رادیو آلمان به دروغپردازی مبنی بر مقاومت سربازان آلمانی در برابر سربازان روس مشغول بود. اما واقعیت این بود که نیروهای آلمانی در برابر رزم نیروهای روسی تسلیم شده بودند.
توماس فردمن تحلیلگرسیاسی آمریكا كه اسلام رادشمن غرب خوانده میگوید:
(( مانبایدتنهابه فكرسركوب تروریسم(!)باشیم بلكه بایدبه جنگ ایدئولوژی
ودیكتاتوری دینی برویم و جنگ با این دشمن تنهابا ارتش ممكن نیست.))
... جناب دیتا بیس صهیونیستی یوزر هایی که بچه حزبولن حذف بفرمایید ...
!!...:: خواهشا شما یكی وارد عرصه جنگ نرم نشو ::...!!

متاسفانه به رغم انتقادهای قبلی هنوز برخی صحبت های مسئولینی که تخصص خاصی در زمینه فنی و رسانه ای ندارند آب به آسیاب دشمن می ریزد. مسئول سایت گرداب در مصاحبه ای که با همشهری داشته عنوان کرده است که در حال فراهم کردن مقدمات حضور در شبکه های اجتماعی هستیم.
در این جمله چند نکته وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می کنیم:
1- اگر شبکه های اجتماعی داخلی که روزی 3 بار فیلتر می شوند و باز می شوند و بسیار ضعیف هستند و توسط نرم افزار های اوپن سورس راه اندازی شده اند را کنار بگذاریم کدام یک از شبکه های اجتماعی جهانی و سایت های وب 2 فیلتر نیستند که ایشان ادعای حضور و فعالیت در آن را نموده است؟!!!
2- جالب است سایتی که فیلتر است برخلاف قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می کند. این مقام و مسئول چطور به خود اجازه دادند که استفاده از یک سایت فیلتر شده را در مصاحبه هایشان داد بزنند. ایشان یا فیلتر را دور می زنند یا اینترنتشان بدون فیلتر است که اگر اولی باشد این خود مصداق بی قانونی است و باید پیگیری شود.
3- آیا توانسته اید با قدرتی که در مصاحبه عنوان داشته اید می توانید نیروی متخصص سایبری صادر کنید یک شبکه اجتماعی برای مردم جهان در سطح فیس بوک و توییتر برنامه نویسی کنید؟!
4- اگر منظورشان حضور جهت جمع آوری اطلاعاتی و اشراف است باید بدانند که زمانی این کار کامل انجام خواهد شد که این شبکه دست خودتان باشد تا به لایه های مختلف ارسال ها دسترسی داشته باشید.
5- نکته پنجم را بنده قبلا نیز در پست دیگری گوش زد کرده بودم که آقایان بیایید زندانبان باشید نه زندانی که متاسفانه بدلیل این اشتباه استراتژیک این مقام مسئول می بایست مجدد این مطلب را در این پست کپی کنم:
ایران که کوفه نیست
!!...:: قیام حسینی 9 دی ::...!!
... برای مشاهده سایز اصلی پوستر، بر روی ان کلیک کنید ...
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by http://yasaghi.mihanblog.com